خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غمگین از عشق نافرجام و دل‌شکستگی سخن می‌گوید. شاعر از درد فراق و نبود شادی در دل‌ها می‌نالد و اشاره می‌کند که حتی جستجو در آفاق نیز دلی شاد نمی‌یابد. همچنین، از بی‌وفایی معشوق و نبود پاداش برای وفاداری شکایت دارد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و دل‌شکستگی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی و عاطفی بالاتری دارند.

مشاهده کامل

شماره ۴۸۶ - یک دل به سر کوی تو آباد نیابند

یک دل به سر کوی تو آباد نیابند
یک جان زخم زلف تو ازاد نیابند ۱

از بس که گرفتار غمت شد همه دلها
آفاق بگردند و دلی شاد نیابند ۲

روزی که روی مست و خرامان سوی بازار
در شهر یکی صومعه آباد نیابند ۳

می کش که به تسلیم نهادم سر خود، زانک
در کشتن خوبان ز کسی داد نیابند ۴

گفتی خبرت گه گهی از باد بپرسم
از خاک طلب، کین خبر از باد نیابند ۵

جان می کن و از بهر وفا دم مزن، ای دل
کاین مزد ز خوبان پریزاد نیابند ۶

ناخورده خراشی ز سر تیشه هجران
سنگی به سر تربت فرهاد نیابند ۷

با بخت چه کارم ز پی وصل، که هرگز
مدبر صفتان گنج به بنیاد نیابند ۸

خسرو، ز برای دل گم گشته چه نالی؟
دانی که دل رفته به فریاد نیابند ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸۵ - زلفین تو سرگشته چو باد سحرم کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۷ - عشاق حیات از لب خندان تو یابند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.