هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از دیدن رخسار معشوق به وجد آمده و از عشق و شیفتگی خود نسبت به او میگوید. شاعر از بلبل و سرو به عنوان نمادهای زیبایی و عشق یاد میکند و احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان با سن بالاتر جذابتر باشد.
شماره ۴۹۲ - ای کز رخ تو دیده، همه جان و جهان دید
ای کز رخ تو دیده، همه جان و جهان دید
در حیرت آنم که ترا چون بتوان دید ۱
با قد تو بلبل سخن سرو همی گفت
آن دید گل سوری و در سرو روان دید ۲
بیچاره دلم در شکن زلف تو خون شد
آری، چه کند، مصلحت وقت در آن دید ۳
جان از شکر وصل تو بی بهره نمانده ست
زیرا که در آن خوردن زهری به گمان دید ۴
ما را به دهانت نرسد دست، خوش آنکس
کز چاشنی لعل تو دستی به دهان دید ۵
در حیرت آنم که ترا چون بتوان دید ۱
با قد تو بلبل سخن سرو همی گفت
آن دید گل سوری و در سرو روان دید ۲
بیچاره دلم در شکن زلف تو خون شد
آری، چه کند، مصلحت وقت در آن دید ۳
جان از شکر وصل تو بی بهره نمانده ست
زیرا که در آن خوردن زهری به گمان دید ۴
ما را به دهانت نرسد دست، خوش آنکس
کز چاشنی لعل تو دستی به دهان دید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۱ - ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند
گوهر بعدی:شماره ۴۹۳ - هندوی مرا کشتن ترکانه ببیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.