هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق و عشق سخن میگوید. او از نادیده گرفته شدن توسط معشوق شکایت دارد و بیان میکند که هیچ پند و بندی نمیتواند او را از عشق بازدارد. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند عشق الهی، تسلیم در برابر معشوق، و تضاد بین عقل و دیوانگی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۰۱ - عاقل ندهد عاشق دل سوخته را پند
عاقل ندهد عاشق دل سوخته را پند
سلطان ننهد بنده محنت زده را بند ۱
ای یار عزیز، انده دوری تو چه دانی؟
من دانم و یعقوب، فراق رخ فرزند ۲
عیبم مکن، ای خواجه که در عالم معنی
جهل است خردمندی و دیوانه خردمند ۳
تا جان بود، از مهر رخش بر نکنم دل
گر میر نهد بندم و گر پیر دهد پند ۴
آن فتنه کدام است که بنیاد جهانی
چون پرده ز رخسار برافگند، برافگند ۵
بر من مفشان دست تعنت که به شمشیر
از لعل تو دل بر نکنم، چون مگس از قند ۶
در دیده من حسرت رخسار تو تا کی
در سینه من آتش هجران تو تا چند ۷
ناچار چو شد بنده فرمان تو خسرو
چون گردن طاعت ننهد پیش خداوند؟ ۸
سلطان ننهد بنده محنت زده را بند ۱
ای یار عزیز، انده دوری تو چه دانی؟
من دانم و یعقوب، فراق رخ فرزند ۲
عیبم مکن، ای خواجه که در عالم معنی
جهل است خردمندی و دیوانه خردمند ۳
تا جان بود، از مهر رخش بر نکنم دل
گر میر نهد بندم و گر پیر دهد پند ۴
آن فتنه کدام است که بنیاد جهانی
چون پرده ز رخسار برافگند، برافگند ۵
بر من مفشان دست تعنت که به شمشیر
از لعل تو دل بر نکنم، چون مگس از قند ۶
در دیده من حسرت رخسار تو تا کی
در سینه من آتش هجران تو تا چند ۷
ناچار چو شد بنده فرمان تو خسرو
چون گردن طاعت ننهد پیش خداوند؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۰ - ای زلف تو دام دل دانا و خردمند
گوهر بعدی:شماره ۵۰۲ - روزی مگر این بسته در ما بگشایند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.