هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، درباره عشق و دیوانگی ناشی از آن است. شاعر از دام عشق، صبوری از دست رفته، و شیرینی دروغین معشوق سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به راز دل و ماندگاری عشق در قلب دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'دروغ تو' و 'دیوانگی' نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی برای تفسیر مناسب دارند.

شماره ۵۰۰ - ای زلف تو دام دل دانا و خردمند

ای زلف تو دام دل دانا و خردمند
دشوار جهد دل که در افتاد درین بند ۱

اندر دل من بود نهالی ز صبوری
بادی بوزید از تو و از بیخ برافگند ۲

بودیم خردمند، که زد عشق تو بر ما
دیوانگی آورد و نماندیم خردمند ۳

شیرینست دروغ تو، ز هم ارچه زنی لاغ
حلوا نتوان خورد ازینسان که تو سوگند ۴

ای باد، بجنبان سر آن زلف و ببخشای
بر حال پریشان پریشان شده ای چند ۵

در آرزوی یک سخن تلخ بمردم
روزی نشد از دولت آن لعل شکر خند ۶

اصحاب هوس چاشنی عشق، چه دانند؟
لذت ندهد تشنه می را شکر و قند ۷

بگذار که بیرون رود از پرده دل راز
کاین پرده نمانده ست کنون قابل پیوند ۸

هرگز نرود نقش رخت از دل خسرو
زان گونه که از ران سگان داغ خداوند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۹۹ - دل رفت به سوی تو، همان سوی که شد ماند
گوهر بعدی:شماره ۵۰۱ - عاقل ندهد عاشق دل سوخته را پند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.