هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از عشق بی‌پاسخ، دوری از معشوق، رنج‌های عاشقی و ناامیدی از یافتن آرامش سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به امیدواری برای رهایی از دردها و رسیدن به مقصود دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، برخی از ابیات حاوی احساسات شدید و ناامیدی هستند که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۵۲۸ - من سرو ندیدم که به بالای تو ماند

من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
بالای تو سروی ست که گل می شکفاند ۱

بگذار که این عاشق دلسوخته بی تو
یک لحظه نماند که به یک جای نماند ۲

ترسم که به کام دل دشمن بنشینم
با آنکه فلک با تو به کامم بنشاند ۳

فریاد که از تشنگیم جان به لب آمد
کس نیست که آبی به لب تشنه رساند ۴

فریاد که بیداد ز حد بردی و از تو
فریادرسی نیست که دادم بستاند ۵

دیوانه در سلسله، گر بوی تو یابد
دیوانه شود، سلسله در هم گسلاند ۶

وقت است که بیدار شود دیده بختم
وز چنگ غم و درد و عذابم برهاند ۷

آسان شود این مشکل درویش تو امشب
کاحوال جهان جمله به یک حال نماند ۸

ما بنده خسرو که به سختی بنهد دل
هم عاقبتش بخت به مقصود رساند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۲۷ - آن را که غمی باشد و گفتن نتواند
گوهر بعدی:شماره ۵۲۹ - هر کس که تقرب ز وصال تو نجوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.