خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و فداکاری برای معشوق سخن می‌گوید. او از همنفسان می‌خواهد که به او اجازه دهند تا در راه معشوق فدا شود و جان خود را نثار کند. شاعر همچنین از درد و غم به عنوان یادگار معشوق یاد می‌کند و از کسانی که در دلشان غمی نیست، می‌خواهد که به یاد معشوق باشند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری و غم ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۸۳ - ای همنفسان که پیش یارید

ای همنفسان که پیش یارید
این شکر چرا نمی گذارید؟ ۱

ما را مکشید چون غریبان
هر چند شما ازین دیارید ۲

جان خواهم داد زیر پایش
امروز مرا به من گذارید ۳

گر می کشدم، فدای اویم
زنهار به روی او میارید ۴

بر دوست برید جان و عقلم
کالا همه خصم را سپارید ۵

ای دیده و دل، اگر بگریید
شاید که شما گناهکارید ۶

ای محنت و غم، سگ شمایم
کز دوست مرا به یادگارید ۷

ای طایفه ای که درتان نیست
هیهات که در کدام کارید؟ ۸

گر در دل تان غمی نگنجد
بر سینه خسروش گمارید ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸۲ - تاب رخت آفتاب ناورد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۴ - با یار ز من خبر بگویید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.