هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فداکاری برای معشوق سخن میگوید. او از همنفسان میخواهد که به او اجازه دهند تا در راه معشوق فدا شود و جان خود را نثار کند. شاعر همچنین از درد و غم به عنوان یادگار معشوق یاد میکند و از کسانی که در دلشان غمی نیست، میخواهد که به یاد معشوق باشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری و غم ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۵۸۳ - ای همنفسان که پیش یارید
ای همنفسان که پیش یارید
این شکر چرا نمی گذارید؟ ۱
ما را مکشید چون غریبان
هر چند شما ازین دیارید ۲
جان خواهم داد زیر پایش
امروز مرا به من گذارید ۳
گر می کشدم، فدای اویم
زنهار به روی او میارید ۴
بر دوست برید جان و عقلم
کالا همه خصم را سپارید ۵
ای دیده و دل، اگر بگریید
شاید که شما گناهکارید ۶
ای محنت و غم، سگ شمایم
کز دوست مرا به یادگارید ۷
ای طایفه ای که درتان نیست
هیهات که در کدام کارید؟ ۸
گر در دل تان غمی نگنجد
بر سینه خسروش گمارید ۹
این شکر چرا نمی گذارید؟ ۱
ما را مکشید چون غریبان
هر چند شما ازین دیارید ۲
جان خواهم داد زیر پایش
امروز مرا به من گذارید ۳
گر می کشدم، فدای اویم
زنهار به روی او میارید ۴
بر دوست برید جان و عقلم
کالا همه خصم را سپارید ۵
ای دیده و دل، اگر بگریید
شاید که شما گناهکارید ۶
ای محنت و غم، سگ شمایم
کز دوست مرا به یادگارید ۷
ای طایفه ای که درتان نیست
هیهات که در کدام کارید؟ ۸
گر در دل تان غمی نگنجد
بر سینه خسروش گمارید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۲ - تاب رخت آفتاب ناورد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۴ - با یار ز من خبر بگویید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.