خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و فراق یار خود میگوید و از درد دوری و بیخبری شکایت میکند. او از دیگران میخواهد که پیامش را به یار برسانند و از زیباییها و رنجهای عشق سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۵۸۴ - با یار ز من خبر بگویید
با یار ز من خبر بگویید
وین راز نهفته تر بگویید ۱
ما را دل و دیده بندگی گفت
در خدمت آن پسر بگویید ۲
ترک رخ خوب گفتنی نیست
هر چیز کزان بتر بگویید ۳
جان می رود و مرا خبر نیست
جانان مرا خبر بگویید ۴
چشمش من مستمند را کشت
در گوش وی این قدر بگویید ۵
گر هیچ رخ و لبش بدیدید
نرخ گل و گلشکر بگویید ۶
پنهان چو نماند راز خسرو
در کوچه و بام و در بگویید ۷
وین راز نهفته تر بگویید ۱
ما را دل و دیده بندگی گفت
در خدمت آن پسر بگویید ۲
ترک رخ خوب گفتنی نیست
هر چیز کزان بتر بگویید ۳
جان می رود و مرا خبر نیست
جانان مرا خبر بگویید ۴
چشمش من مستمند را کشت
در گوش وی این قدر بگویید ۵
گر هیچ رخ و لبش بدیدید
نرخ گل و گلشکر بگویید ۶
پنهان چو نماند راز خسرو
در کوچه و بام و در بگویید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۳ - ای همنفسان که پیش یارید
گوهر بعدی:شماره ۵۸۵ - از رنگ رخت قمر توان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.