هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلتنگی برای معشوق سخن میگوید. او از غم و رنجهای عشق مینالد، اما در عین حال، عشق را با تمام دردها و سختیهایش میپذیرد. تصاویری مانند رود، سرو، و غبار برای بیان احساساتش به کار میبرد و تأکید میکند که حتی پس از مرگ نیز عشق معشوق در وجودش باقی خواهد ماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند رنج عشق و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۷۱ - از دل غمگین هوای دلستانم چون رود
از دل غمگین هوای دلستانم چون رود
یا سر سودای آن سرو روانم چون رود ۱
تا توانایی بدم، بار غمش بردم به جان
خود کنون عشقش ز جان ناتوانم چون رود ۲
از دلم نیش جفایش گر رود، نبود عجب
لذت دشنام او هرگز ز جانم چون رود ۳
غمزه قصاب او می ریزدم خون، شاکرم
جای شکرست، این شکایت بر زبانم چون رود ۴
بعد مردن، گر شوم خاک و تنم گردد غبار
داغ مهر او ز مغز استخوانم چون رود ۵
گر ز پا افتم دران کوی و رود تیغم به سر
زینقدر از دل غم آن دلستانم چون رود ۶
قد یارم از نظر گه گه رود خسرو، ولی
نقش روی او ز چشم خونفشانم چون رود ۷
یا سر سودای آن سرو روانم چون رود ۱
تا توانایی بدم، بار غمش بردم به جان
خود کنون عشقش ز جان ناتوانم چون رود ۲
از دلم نیش جفایش گر رود، نبود عجب
لذت دشنام او هرگز ز جانم چون رود ۳
غمزه قصاب او می ریزدم خون، شاکرم
جای شکرست، این شکایت بر زبانم چون رود ۴
بعد مردن، گر شوم خاک و تنم گردد غبار
داغ مهر او ز مغز استخوانم چون رود ۵
گر ز پا افتم دران کوی و رود تیغم به سر
زینقدر از دل غم آن دلستانم چون رود ۶
قد یارم از نظر گه گه رود خسرو، ولی
نقش روی او ز چشم خونفشانم چون رود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۰ - ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد
گوهر بعدی:شماره ۶۷۲ - هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.