هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از رسیدن معشوق، درد هجران، وصف نور و روشنایی، و رسیدن به مقصود سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند صبر، رحمت الهی، و بهشت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۰۱ - دوش ناگه به من دلشده آن مه برسید
دوش ناگه به من دلشده آن مه برسید
دل به مقصود خود المنت لله برسید ۱
باز می گفتمی افسانه هجران با خویش
تا بدان لحظه که بالای سرم مه برسید ۲
از پی کوری آن کس که نیارد دیدن
مژده نور بصر بر من آگه برسید ۳
آمد آن روشنی چشم به استقبالش
مردم دیده روان تا به سر ره برسید ۴
آمد آن ساده زنخ، بر من بیهوش زد آب
بر من تشنه نگه کن که چسان چه برسید؟ ۵
گریه بر سوز منش آمده بر سوختگان
آن چه باران کرم بود که ناگه برسید ۶
دل ستد از من بیمار و به پرسش نامد
چون خبر یافت که جان می دهم، آنگه برسید ۷
می کشیدم سر زلفش ز قفا جانب روی
تا شب تار به نزدیک سحرگه برسید ۸
خسروا، گر رسد ابله به بهشتی چه عجب؟
عجب این بین که بهشتی سوی ابله برسید ۹
دل به مقصود خود المنت لله برسید ۱
باز می گفتمی افسانه هجران با خویش
تا بدان لحظه که بالای سرم مه برسید ۲
از پی کوری آن کس که نیارد دیدن
مژده نور بصر بر من آگه برسید ۳
آمد آن روشنی چشم به استقبالش
مردم دیده روان تا به سر ره برسید ۴
آمد آن ساده زنخ، بر من بیهوش زد آب
بر من تشنه نگه کن که چسان چه برسید؟ ۵
گریه بر سوز منش آمده بر سوختگان
آن چه باران کرم بود که ناگه برسید ۶
دل ستد از من بیمار و به پرسش نامد
چون خبر یافت که جان می دهم، آنگه برسید ۷
می کشیدم سر زلفش ز قفا جانب روی
تا شب تار به نزدیک سحرگه برسید ۸
خسروا، گر رسد ابله به بهشتی چه عجب؟
عجب این بین که بهشتی سوی ابله برسید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۰ - عاشقان خون جگر شربت مقصود کنند
گوهر بعدی:شماره ۷۰۲ - روزها شد که ز تو بوی وفایی نرسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.