هوش مصنوعی:
این شعر از عشق ناکام و ناامیدی از رسیدن به معشوق سخن میگوید. شاعر از روزهایی میگوید که اثری از وفا و توجه معشوق نبوده و تمام تلاشهایش بینتیجه مانده است. او از نرسیدن به آرزوها، بیماری و تنهایی خود مینالد و در نهایت، با وجود عشق شدید، خود را ناچیز و بیارزش در برابر معشوق میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و ناامیدی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها مناسب نباشد.
شماره ۷۰۲ - روزها شد که ز تو بوی وفایی نرسید
روزها شد که ز تو بوی وفایی نرسید
وز سر کوی توام باد صبایی نرسید ۱
چاک شد پیرهن عمر به صد نومیدی
دست امید به دامان قبایی نرسید ۲
در بیابان طلب بخت پریشان کردم
گرد آمد همه عمر و به جایی نرسید ۳
چشم گستاخ به نظاره روی تو بماند
لب محروم به بوسیدن پایی نرسید ۴
اندر آن روز که بالای توام بر جان زد
وه که بر سینه چرا تیر بلایی نرسید ۵
تن بیمار مرا خاک درت خوش بادا
که به پرهیز بمرد و به دوایی نرسید ۶
همه عالم ز جمال تو نصیبی بگرفت
چه توان کرد، اگر بخش گدایی نرسید ۷
ما که باشیم که ناخوانده به کویت آییم؟
مگسان را گهی از کاسه صلایی نرسید ۸
تازه بادات گلستان جمالت هر روز
گر چه با خسرو ازان برگ گیایی نرسید ۹
وز سر کوی توام باد صبایی نرسید ۱
چاک شد پیرهن عمر به صد نومیدی
دست امید به دامان قبایی نرسید ۲
در بیابان طلب بخت پریشان کردم
گرد آمد همه عمر و به جایی نرسید ۳
چشم گستاخ به نظاره روی تو بماند
لب محروم به بوسیدن پایی نرسید ۴
اندر آن روز که بالای توام بر جان زد
وه که بر سینه چرا تیر بلایی نرسید ۵
تن بیمار مرا خاک درت خوش بادا
که به پرهیز بمرد و به دوایی نرسید ۶
همه عالم ز جمال تو نصیبی بگرفت
چه توان کرد، اگر بخش گدایی نرسید ۷
ما که باشیم که ناخوانده به کویت آییم؟
مگسان را گهی از کاسه صلایی نرسید ۸
تازه بادات گلستان جمالت هر روز
گر چه با خسرو ازان برگ گیایی نرسید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۱ - دوش ناگه به من دلشده آن مه برسید
گوهر بعدی:شماره ۷۰۳ - رسم خونریز در آن خوی جفاساز بماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.