هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از بیخوابی و اشکهای بیپایان خود میگوید که ناشی از فراق و عشق به معشوق است. او از سنگدلی معشوق و ناتوانی خود در تحمل این درد شکایت دارد و اشاره میکند که زخمهای عشق را در دل پنهان کرده است. همچنین، از نامهای که دریافت کرده و تاثیری که بر او گذاشته سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۰۸ - شب زیاد تو مرا تا به سحر خواب نبرد
شب زیاد تو مرا تا به سحر خواب نبرد
دیده آبی زد و از دیده من تاب نبرد ۱
من بدین خواب نخفتم که ببینم رویت
ناگهان روی تو دیدم همه شب خواب نبرد ۲
می برد آب دو چشمم که خیالی شده ام
خوش خیال تو که از دیده من آب نبرد ۳
دل سنگین تو وزنم ننهد، وه که کسی
سنگ قلب تو ازین سینه قلاب نبرد ۴
نامسلمان دل من در خم ابروی تو مرد
هیچ کس هندوی ما را سوی محراب نبرد ۵
زین رخ زرد چه پیچم سخنی در زلفت
هیچ کس حاجت زرگر به سر تاب نبرد ۶
زخمهایی که ز نوک قلمت بود در او
در دل خویش نگه داشت، به اصحاب نبرد ۷
رقعه ای دوش فرستادی و مسکین خسرو
خواند در روشنی آه و به مهتاب نبرد ۸
دیده آبی زد و از دیده من تاب نبرد ۱
من بدین خواب نخفتم که ببینم رویت
ناگهان روی تو دیدم همه شب خواب نبرد ۲
می برد آب دو چشمم که خیالی شده ام
خوش خیال تو که از دیده من آب نبرد ۳
دل سنگین تو وزنم ننهد، وه که کسی
سنگ قلب تو ازین سینه قلاب نبرد ۴
نامسلمان دل من در خم ابروی تو مرد
هیچ کس هندوی ما را سوی محراب نبرد ۵
زین رخ زرد چه پیچم سخنی در زلفت
هیچ کس حاجت زرگر به سر تاب نبرد ۶
زخمهایی که ز نوک قلمت بود در او
در دل خویش نگه داشت، به اصحاب نبرد ۷
رقعه ای دوش فرستادی و مسکین خسرو
خواند در روشنی آه و به مهتاب نبرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۷ - رویت از غالبه خط بر رخ گلفام کشید
گوهر بعدی:شماره ۷۰۹ - زلف گرد زنخش دوش که گمره شده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.