هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر دل خود یاد میکند و از رنجهایی که در غیبت یار متحمل شده است، شکایت میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که معشوق همان کاری را کرد که او از آن میترسید و این باعث ویرانی دلش شده است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهٔ ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد تا به خوبی درک شود.
شماره ۷۰۹ - زلف گرد زنخش دوش که گمره شده بود
زلف گرد زنخش دوش که گمره شده بود
ای بسا تشنه کزان رشته فرا چه شده بود ۱
غم زهر سوی در آمد که ز آمد شد باد
دل ویران مرا هر طرفی ره شده بود ۲
هم دران روز دلم زد که به ملک حسنش
فتنه جاسوس و بلا حاجب درگه شده بود ۳
عاقبت یار همان کرد که ترسیدم از آن
پیش ازین گوی که از جان من آگه شده بود ۴
تاکنون از پی امید کشیدم، ورنه
کارم از دولت هجرانت همانگه شده بود ۵
گر چه در غیبت دل جور بسی بردم، لیک
باری آن دشمنم المنت لله شده بود ۶
آفتی بود جمالش که دلم برد، آری
خسرو از خویش نه دیوانه و ابله شده بود ۷
ای بسا تشنه کزان رشته فرا چه شده بود ۱
غم زهر سوی در آمد که ز آمد شد باد
دل ویران مرا هر طرفی ره شده بود ۲
هم دران روز دلم زد که به ملک حسنش
فتنه جاسوس و بلا حاجب درگه شده بود ۳
عاقبت یار همان کرد که ترسیدم از آن
پیش ازین گوی که از جان من آگه شده بود ۴
تاکنون از پی امید کشیدم، ورنه
کارم از دولت هجرانت همانگه شده بود ۵
گر چه در غیبت دل جور بسی بردم، لیک
باری آن دشمنم المنت لله شده بود ۶
آفتی بود جمالش که دلم برد، آری
خسرو از خویش نه دیوانه و ابله شده بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۸ - شب زیاد تو مرا تا به سحر خواب نبرد
گوهر بعدی:شماره ۷۱۰ - خوبرویان به دل سوخته ساغر ندهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.