هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از همرهان میخواهد تا راه او را ادامه دهند، نامهای به معشوق بنویسند و خاکستر او را بر راهش بپراکنند. او از درد فراق مینالد و عاشقان را به وصال فرامیخواند، در حالی که زاهدان را به شکستن توبه تشویق میکند. شعر با اشاره به سوختن دل در عشق و نیاز به سوزاندن دلهای سرد پایان مییابد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و مرگ، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این شعر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد تا بتواند با مضامین آن ارتباط برقرار کند.
شماره ۸۵۳ - ای همرهان که آگه از آن رفته منید
ای همرهان که آگه از آن رفته منید
گمره شدم، برید و بر آن راهم افگنید ۱
نامه کنید سوی ویم تا بدو رسم
خاکسترم کنید و بر آن خط پراگنید ۲
بر خاک من رسید و پس از مرگ هر گیاه
کورانه بوی وی بود از بیخ بر کنید ۳
ای طالبان وصل، ز ما دور، کز فراق
ما چاک سینه ایم و شما چاک دامنید ۴
ای تائبان عشق، یکی دیدنش روید
دانم که زاهدید، اگر توبه بشکنید ۵
جانان یکی بس است که میرند بهر او
گویی نه اید زنده چو یک جان به یک تنید ۶
خسرو که سوخته دل او پس دلش دهید
وان دل که سوخته نبود آتشش زنید ۷
گمره شدم، برید و بر آن راهم افگنید ۱
نامه کنید سوی ویم تا بدو رسم
خاکسترم کنید و بر آن خط پراگنید ۲
بر خاک من رسید و پس از مرگ هر گیاه
کورانه بوی وی بود از بیخ بر کنید ۳
ای طالبان وصل، ز ما دور، کز فراق
ما چاک سینه ایم و شما چاک دامنید ۴
ای تائبان عشق، یکی دیدنش روید
دانم که زاهدید، اگر توبه بشکنید ۵
جانان یکی بس است که میرند بهر او
گویی نه اید زنده چو یک جان به یک تنید ۶
خسرو که سوخته دل او پس دلش دهید
وان دل که سوخته نبود آتشش زنید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۲ - خوبان گمان مبر که ز اولاد آدمند
گوهر بعدی:شماره ۸۵۴ - دل در هوایت، ای بت عیار، جان دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.