هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از دردها و ناکامیهای زندگی سخن میگوید. شاعر از بلاها، رنجهای عشق، تغییر روزگار، و ناپایداری خوشیها مینالد. همچنین، به انتقاد از صوفیان و زاهدان ظاهربین پرداخته و از حسد و دشمنی دیگران نیز یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی، انتقادی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی مفاهیم مانند ناامیدی، انتقاد از صوفیان و زاهدان، و اشاره به عشق و رنجهای آن، مناسب مخاطبان با درک بالاتر از ادبیات و فلسفه است.
شماره ۸۷۴ - باز این دلم خدنگ بلا را نشانه شد
باز این دلم خدنگ بلا را نشانه شد
وین زهر ماروش به سوی ما روانه شد ۱
بیدار بخت ما که تو دیدی، به خواب رفت
وان عیشهای خوش که شنیدی، فسانه شد ۲
عقلی که در فراخی عیشم رفیق بود
چون دید تنگی دل من بر کرانه شد ۳
مرغی که آسمان قفس بود میهمان
بنگر قفس شکست و سوی آشیانه شد ۴
آن سر که صوفیانه کلاهش گران نمود
بهر بتان سبوکش خمارخانه شد ۵
صوفی که داغ را به هزار آب دیده شست
زاهد بدار چه، مست شراب مغانه شد ۶
دوری هجر خود رگ جانم گسسته بود
تیغی که زد رقیب بدانم بهانه شد ۷
گه کاهشی ز دشن و گه طعنه ای ز دوست
مسکین کسی که بسته بند زمانه شد ۸
خسرو ز بس غبار حسد خاک می خورد
زان خاک ره که لازم آن آستانه شد ۹
وین زهر ماروش به سوی ما روانه شد ۱
بیدار بخت ما که تو دیدی، به خواب رفت
وان عیشهای خوش که شنیدی، فسانه شد ۲
عقلی که در فراخی عیشم رفیق بود
چون دید تنگی دل من بر کرانه شد ۳
مرغی که آسمان قفس بود میهمان
بنگر قفس شکست و سوی آشیانه شد ۴
آن سر که صوفیانه کلاهش گران نمود
بهر بتان سبوکش خمارخانه شد ۵
صوفی که داغ را به هزار آب دیده شست
زاهد بدار چه، مست شراب مغانه شد ۶
دوری هجر خود رگ جانم گسسته بود
تیغی که زد رقیب بدانم بهانه شد ۷
گه کاهشی ز دشن و گه طعنه ای ز دوست
مسکین کسی که بسته بند زمانه شد ۸
خسرو ز بس غبار حسد خاک می خورد
زان خاک ره که لازم آن آستانه شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۳ - بر من کنون که بی تو جهان تیره فام شد
گوهر بعدی:شماره ۸۷۵ - گفتی دلت مرا شد و از من جدا نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.