هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد فراق و انتظار سخن می‌گوید. او از نسیمی که از سوی معشوق نمی‌وزد شکایت دارد و از بی‌خبری و بی‌پاسخی گلایه می‌کند. اشتیاق به دیدار معشوق و ناامیدی از تحقق این آرزو، موضوع اصلی شعر است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسات عمیق است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و صنایع ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۹۲۳ - صبا نسیمی از آن آشنا نمی آرد

صبا نسیمی از آن آشنا نمی آرد
شدم خراب و ندانم، چرا نمی آرد؟ ۱

خوش است باد و لیکن چه سود، چون خبری
از آن مسافر ره دور ما نمی آرد ۲

بکشت، کندن جانم ز هجر و مردن نیست
اجل، چگونه کنم جان، خدا نمی آرد ۳

کرشمه چند کنی بر من، آخر این جانیست
نمی دمد ز زمین و صبا نمی آرد ۴

نمی برد به فلک زاریم هزار دعا
چه فایده چو جواب دعا نمی آرد ۵

ز گشت کوی تو از بس که بنده رفت از جا
چنان شده ست که خود را به جا نمی آرد ۶

هزار خوشدلی آرد فلک همی، خسرو
ولی چه چاره که بهر گدا نمی آرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۲۲ - بتم چو روی سوی خانه کتاب آرد
گوهر بعدی:شماره ۹۲۴ - نظر ز روی تو خورشید بر نمی گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.