هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق یار خود میگوید و از دیگران میخواهد که پیامهای عاشقانهاش را به یارش برسانند. او نگران است که مبادا دیگران نیز دل به یارش ببازند و از بزرگان شهر میخواهد که به داد او برسند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین دشوار باشد.
شماره ۹۶۱ - زلف یار مرا به باد دهید
زلف یار مرا به باد دهید
باد عنبرفشان زیاد دهید ۱
جادوان کز خطش سبق گیرند
شحنه ای هم ازان سواد دهید ۲
ای کسانی که نزد یار مسنید
از منش زود زود یاد دهید ۳
سوی او رفته اید می ترسم
که شما نیز دل به باد دهید ۴
از لب من به پای او گه گاه
بوسه بدهید و پر مراد دهید ۵
خردسالی همی کند بیداد
ای بزرگان شهر، داد دهید ۶
اشک خسرو همی رود ز فراق
گر توانیدش ایستاد دهید ۷
باد عنبرفشان زیاد دهید ۱
جادوان کز خطش سبق گیرند
شحنه ای هم ازان سواد دهید ۲
ای کسانی که نزد یار مسنید
از منش زود زود یاد دهید ۳
سوی او رفته اید می ترسم
که شما نیز دل به باد دهید ۴
از لب من به پای او گه گاه
بوسه بدهید و پر مراد دهید ۵
خردسالی همی کند بیداد
ای بزرگان شهر، داد دهید ۶
اشک خسرو همی رود ز فراق
گر توانیدش ایستاد دهید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۰ - داد خواهم، اگر بخواهی داد
گوهر بعدی:شماره ۹۶۲ - عاشقان را چو نامه باز کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.