هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دردهای ناشی از آن سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان خود میگوید و چگونه عشق میتواند زندگی را دگرگون کند. همچنین، شاعر از صبر و انتظار برای معشوق و تأثیرات جادویی عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و انتظار ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۹۸۳ - دیده با تو چو هم نظر گردد
دیده با تو چو هم نظر گردد
ناوک فتنه را سپر گردد ۱
هر که از درد عشق بی خبر است
چون ترا دید با خبر گردد ۲
زلف روزی که بر رخت گذرد
سایه از چاشت بیشتر گردد ۳
تا خیالت درون خانه بود
صبر می کن، برون در گردد ۴
کیمیایی ست آتش عشقت
که ازان روی بنده زر گردد ۵
قصه من دراز شد ز غمت
ور بگویم، درازتر گردد ۶
می خورم غم به یادت، اما زهر
کی به یاد شکرشکر گردد ۷
من ز برگشتن تو می میرم
زان نمیرم که عمر برگردد ۸
خسرو از کاهش تو شد نی خشک
بوسه ای ده که نیشکر گردد ۹
ناوک فتنه را سپر گردد ۱
هر که از درد عشق بی خبر است
چون ترا دید با خبر گردد ۲
زلف روزی که بر رخت گذرد
سایه از چاشت بیشتر گردد ۳
تا خیالت درون خانه بود
صبر می کن، برون در گردد ۴
کیمیایی ست آتش عشقت
که ازان روی بنده زر گردد ۵
قصه من دراز شد ز غمت
ور بگویم، درازتر گردد ۶
می خورم غم به یادت، اما زهر
کی به یاد شکرشکر گردد ۷
من ز برگشتن تو می میرم
زان نمیرم که عمر برگردد ۸
خسرو از کاهش تو شد نی خشک
بوسه ای ده که نیشکر گردد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۲ - هر که را یاریار می افتد
گوهر بعدی:شماره ۹۸۴ - عاشق از سینه جان برون گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.