هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیخوابی، دلتنگی و اشتیاق به معشوق مینالد و احساس میکند که معشوق او را رها کرده است. شاعر همچنین از درد عشق و ناتوانی در توصیف زیبایی معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و دلتنگی ممکن است برای گروههای سنی پایین سنگین باشد.
شماره ۱۰۰۱ - چو آن شوخ شب در دل زار گردد
چو آن شوخ شب در دل زار گردد
مرا خواب در دیده دشوار گردد ۱
دلم گرد آن زلف گردد همه شب
چو دزدی که اندر شب تار گردد ۲
شب و روز گردد در آن کوی جانم
چو بادی که بر بام و دیوار گردد ۳
بلایی جز این نیست بر جان مسکین
که آن شوخ در سینه بسیار گردد ۴
مرا کشت و بیداری بخت ما را
هوس هم نیاید که بیدار گردد ۵
طبیبم همان به که سویم نیاید
که ترسم ز درد من افگار گردد ۶
چو بیزار شد یار، جان کیست، باری
رها کن که او نیز بیزار گردد ۷
گرفتار از طعن بدگوی، یارب
به روز بد من گرفتار گردد ۸
چگونه کند وصف آن روی خسرو
که در دیدنش عقل بیکار گردد ۹
مرا خواب در دیده دشوار گردد ۱
دلم گرد آن زلف گردد همه شب
چو دزدی که اندر شب تار گردد ۲
شب و روز گردد در آن کوی جانم
چو بادی که بر بام و دیوار گردد ۳
بلایی جز این نیست بر جان مسکین
که آن شوخ در سینه بسیار گردد ۴
مرا کشت و بیداری بخت ما را
هوس هم نیاید که بیدار گردد ۵
طبیبم همان به که سویم نیاید
که ترسم ز درد من افگار گردد ۶
چو بیزار شد یار، جان کیست، باری
رها کن که او نیز بیزار گردد ۷
گرفتار از طعن بدگوی، یارب
به روز بد من گرفتار گردد ۸
چگونه کند وصف آن روی خسرو
که در دیدنش عقل بیکار گردد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۰ - اگر دلبری چون تو جایی برآید
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۲ - بدان دلفریبی که گیتی نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.