خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از درد فراق، اندوه و ناامیدی سخن می‌گوید. شاعر از جدایی یار، زخم‌های عاطفی و ناتوانی در التیام دردها می‌نالد. همچنین، اشاره‌ای به تلاش‌های بی‌ثمر و پشیمانی دارد. در نهایت، تسلیم در برابر تقدیر و باقی ماندن تنها با نیاز و عشق به معشوق را بیان می‌کند.

متن دارای مضامین عاطفی عمیق، درد فراق و ناامیدی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۰۲۹ - دل شد ز دست و بر مژه از خون نشان بماند

دل شد ز دست و بر مژه از خون نشان بماند
جان رفت و یار گم شده بر جای جان بماند ۱

از ناخن ار چه سینه کنم، کی برون شود؟
خاری که در دورنه جانم نهان بماند ۲

دنبال یار رفت روان کرد آب چشم
آن رفته باز نامد و اشکم روان بماند ۳

مرهم نکرد ریش مرا پند دوستان
واندر دلم جراحت گفتارشان بماند ۴

ای دیده، ماجرای دل خون شده کنون
با دوستان بگوی که مرا زبان بماند ۵

یک چند هر چه هست بود مست می پرست
دست صلاح در ته رطل گران بماند ۶

گفتم کنم به توبه سبک دستیی، ولی
عمری گذشت و این دل من هم چنان بماند ۷

ما را وداع کرد دل و عقل هر چه بود
الا سر نیاز بر آن آستان بماند ۸

می خواست دوش عذر جفاهای او خیال
صد تیر آه نیم کش اندر کمان بماند ۹

خسرو ز آه گرم بر آتش نهاد نعل
بر هر زمین که از سم اسپش نشان بماند ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۸ - خوش آن شبی که سرم زیر پای یار بماند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۰ - عشاق دل غمزده را شاد نخواهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.