هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه از شاعر خسرو، بیانگر عشق و فداکاری بیحد به معشوق است. شاعر از ترک جان، تحمل ستم، و تبدیل شدن به خاکستر برای معشوق سخن میگوید. همچنین، تمثیلهایی مانند کشتی مراد و داغ غلامی برای نشان دادن عمق عشق و تسلیم استفاده شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند خنجر ستم و آتش ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۰۳۶ - ای اهل دل نخست ز جان ترک جان کنید
ای اهل دل نخست ز جان ترک جان کنید
وانگه نظاره در رخ آن دلستان کنید ۱
سویش همی کنید به بازی نظر، خطاست
مانا بران شوید که بازی به جان کنید ۲
از سرمه روسیه چه شوید، ای دو چشم من
از خاک پاش دامن همت گران کنید ۳
یاران کشید برسر من خنجر ستم
وز بهر گشت شهر سرم بر سنان کنید ۴
در من زنید آتش و خاکستر مرا
بر سیل چشم خویش به سویش روان کنید ۵
من ارچه خاک بوس درش می کنم هوس
ای خلق، خاک خواریم اندر دهان کنید ۶
تا کشتی مراد من اندر عدم شود
بر وی ز پرده دل من بادبان کنید ۷
خسرو ز درد دل چو حبش شد برای دوست
پیشانیش به داغ غلامی نشان کنید ۸
وانگه نظاره در رخ آن دلستان کنید ۱
سویش همی کنید به بازی نظر، خطاست
مانا بران شوید که بازی به جان کنید ۲
از سرمه روسیه چه شوید، ای دو چشم من
از خاک پاش دامن همت گران کنید ۳
یاران کشید برسر من خنجر ستم
وز بهر گشت شهر سرم بر سنان کنید ۴
در من زنید آتش و خاکستر مرا
بر سیل چشم خویش به سویش روان کنید ۵
من ارچه خاک بوس درش می کنم هوس
ای خلق، خاک خواریم اندر دهان کنید ۶
تا کشتی مراد من اندر عدم شود
بر وی ز پرده دل من بادبان کنید ۷
خسرو ز درد دل چو حبش شد برای دوست
پیشانیش به داغ غلامی نشان کنید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۵ - آن مست ناز جان جهان که می رود
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۷ - ببار باده روشن که صبح روی نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.