هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او از رنج هجران، بادهنوشی و خاکساری در راه معشوق یاد میکند و از جان و تن خود به عنوان قربانیهای این عشق نام میبرد. شعر با تصاویری مانند سبزههای بهار و نوای مطرب، فضایی عاشقانه و حزنآلود دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، رنجهای عاطفی و اشاره به مینوشی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۰۰ - در عشق باز خود را دیوانه کردم از سر
در عشق باز خود را دیوانه کردم از سر
یارب، فرو مبادا این می که خوردم از سر ۱
سربهر خاک گشتن پیش درش نهادم
چه جای آنکه، یاران روبند گردم از سر ۲
مهره ز تن جدا شد، در تن ز هجر جانان
عشق و بلا ازین پس بازنده کردم از سر ۳
خواهم شد امشب آن سو می بایدم ازان رو
ای گریه، سرخ گردان رخسار زردم از سر ۴
جانا، بهار حسنت آغاز سبزه دارد
شد وقت آن که اکنون دیوانه گردم از سر ۵
مطرب به نوک غمزه بگشای سینه من
بخراش ریش کهنه، کن تازه دردم از سر ۶
رفت آنکه بود خسرو نیکو ز شاهد و می
ای دل، گواه باشی کاقرار کردم از سر ۷
یارب، فرو مبادا این می که خوردم از سر ۱
سربهر خاک گشتن پیش درش نهادم
چه جای آنکه، یاران روبند گردم از سر ۲
مهره ز تن جدا شد، در تن ز هجر جانان
عشق و بلا ازین پس بازنده کردم از سر ۳
خواهم شد امشب آن سو می بایدم ازان رو
ای گریه، سرخ گردان رخسار زردم از سر ۴
جانا، بهار حسنت آغاز سبزه دارد
شد وقت آن که اکنون دیوانه گردم از سر ۵
مطرب به نوک غمزه بگشای سینه من
بخراش ریش کهنه، کن تازه دردم از سر ۶
رفت آنکه بود خسرو نیکو ز شاهد و می
ای دل، گواه باشی کاقرار کردم از سر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۹ - با تو در سینه نفس را چه گذر
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰۱ - جولان تو سنش بین، هر سو غبار دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.