هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از جدایی و دوری از معشوق شکایت میکند و بیان میکند که جسمش در یک مکان است اما جان و دلش جای دیگری است. او از این که همه چیز به غیر از معشوق تغییر کرده است، ناراحت است و حتی نسیم بهشت را هم با کوی معشوق مقایسه نمیکند. شاعر با غیرت از معشوقش دفاع میکند و میگوید که هیچ کس را جایگزین او نخواهد کرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۱۱۰ - منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر
منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر
به دل تویی وسخن بر زبان به جای دگر ۱
به بوستان روم از غم، ولی چه سود که هست
دلم به جای دگر، بوستان به جای دگر ۲
کجا به کوی تو ماند نسیم باغ بهشت
زمینست جای دگر، آسمان به جای دگر ۳
چو جان دهم نرود دل به کویت، ار چه برند
سگان کوی تو هر استخوان به جای دگر ۴
نشان ز کوی تو پرسند و من ز بس غیرت
تو جای دیگر و گویم نشان به جای دگر ۵
مگو که یار دگر کن، اگر بینم
نظافتی که تو داری همان به جای دگر ۶
بگو، چگونه توان گفت زنده خسرو را
که او به جای دگر ماند و جان به جای دگر ۷
به دل تویی وسخن بر زبان به جای دگر ۱
به بوستان روم از غم، ولی چه سود که هست
دلم به جای دگر، بوستان به جای دگر ۲
کجا به کوی تو ماند نسیم باغ بهشت
زمینست جای دگر، آسمان به جای دگر ۳
چو جان دهم نرود دل به کویت، ار چه برند
سگان کوی تو هر استخوان به جای دگر ۴
نشان ز کوی تو پرسند و من ز بس غیرت
تو جای دیگر و گویم نشان به جای دگر ۵
مگو که یار دگر کن، اگر بینم
نظافتی که تو داری همان به جای دگر ۶
بگو، چگونه توان گفت زنده خسرو را
که او به جای دگر ماند و جان به جای دگر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰۹ - قمر برید ز من مهر و من خراب قمر
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۱ - رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.