هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و نیاز خود به معشوق سخن میگوید. او خود را فدایی معشوق میداند و از احتراز معشوق شکایت میکند. شاعر همچنین به نماز و عبادت معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق او فراتر از عبادتهای معمولی است. در پایان، شاعر به گذرا بودن عمر اشاره میکند و نشان میدهد که حاضر است عمر خود را فدای معشوق کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد در افراد شکل میگیرد.
شماره ۱۱۲۶ - افتادگان راه توییم از سر نیاز
افتادگان راه توییم از سر نیاز
دستی بگیر و در قدمت سر ز ما بباز ۱
شمع جهانفروز تویی در جهان، ولی
ماییم از برای تو در سوز و در گداز ۲
از ما چه احتراز نمودی که در جهان
هرگز نکرد شمع ز پروانه احتراز ۳
گر تو نماز جانب محراب می کنی
ما می کنیم در خم ابروی تو نماز ۴
ببرید زلف و کرد به خسرو اشارتی
یعنی که عمر تست نمی خواهمش دراز ۵
دستی بگیر و در قدمت سر ز ما بباز ۱
شمع جهانفروز تویی در جهان، ولی
ماییم از برای تو در سوز و در گداز ۲
از ما چه احتراز نمودی که در جهان
هرگز نکرد شمع ز پروانه احتراز ۳
گر تو نماز جانب محراب می کنی
ما می کنیم در خم ابروی تو نماز ۴
ببرید زلف و کرد به خسرو اشارتی
یعنی که عمر تست نمی خواهمش دراز ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۵ - تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۷ - کجا بود من مدهوش را حضور نماز!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.