هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و شیفتگی خود به معشوق میگوید. او توصیف میکند که چگونه معشوق با زیباییاش او را مبهوت و بیهوش کرده است. شاعر تأکید میکند که دیدن معشوق آنقدر ارزشمند است که میتواند تمام دنیا را فراموش کند و حتی دردها را به لذت تبدیل میکند. در پایان، شاعر از معشوق میخواهد که حلقهای به گوش او بیندازد تا نشاندهنده بندگی او باشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۴۸ - دزدانه در آمد از درم دوش
دزدانه در آمد از درم دوش
افگنده کمند زلف بر دوش ۱
برخاستم و فتادم از پای
چون او بنشست، رفتم از هوش ۲
گشتم به نظاره جمالش
حیران و خراب و مست و بیهوش ۳
آن نرگس نیم مست جادوش
آهوبره ای به خواب خرگوش ۴
هر کس که ببیندت به یک روز
ملک دو جهان کند فراموش ۵
بی روی تو نوش می شود نیش
وز دست تو نیش می شود نوش ۶
یک حلقه به گوش خسرو انداز
کو بنده تست و حلقه در گوش ۷
افگنده کمند زلف بر دوش ۱
برخاستم و فتادم از پای
چون او بنشست، رفتم از هوش ۲
گشتم به نظاره جمالش
حیران و خراب و مست و بیهوش ۳
آن نرگس نیم مست جادوش
آهوبره ای به خواب خرگوش ۴
هر کس که ببیندت به یک روز
ملک دو جهان کند فراموش ۵
بی روی تو نوش می شود نیش
وز دست تو نیش می شود نوش ۶
یک حلقه به گوش خسرو انداز
کو بنده تست و حلقه در گوش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۷ - ماییم و شبی و یار در پیش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۹ - ای زده ناوکم به جان، یک دو سه چار و پنج و شش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.