هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین از زبان عاشقی بیان میشود که از درد فراق و بیوفایی معشوق مینالد. شاعر از سوز دل، غمزههای کینهتوزانه معشوق، و بیوفایی او سخن میگوید و با تصاویری مانند خنجر فیروز، زلف و ناوک دلدوز، احساسات خود را بیان میکند. در پایان، شاعر از روزگار و روز خود شکایت کرده و با خون جگر حرف بیصبری مینویسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، درک کامل آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۱۵۰ - پیش چشم خود مگو، گر با تو گویم سوز خویش
پیش چشم خود مگو، گر با تو گویم سوز خویش
زانکه می دانی مزاج غمزه کین توز خویش ۱
غمزه را گویی چو شاهان زن که نه مردانگیست
بر گدایان آزمودن خنجر فیروز خویش ۲
من چو گردم کشته، گه گاهی بگردانی به زلف
جان من گرد سر آن ناوک دل دوز خویش ۳
همره جان کردم از جولانت گردی تا کنم
توشه فردای حشر این نعمت امروز خویش ۴
خاک شد جانها به ره، مپسند از بهر خدا
این غبار غم بر آن روی جهان افروز خویش ۵
هر شبی پیش چراغی سوز خود گویم، از آنک
سوخته با سوخته بیرون فشاند سوز خویش ۶
در دلم باز آمد او، یاری کن، ای خون جگر
تا بگریم سیر من بر روزگار و روز خویش ۷
بنده خسرو بر رخ از خون حرف بی صبری نوشت
تا کند تعلیم رسوایی به صبرآموز خویش ۸
زانکه می دانی مزاج غمزه کین توز خویش ۱
غمزه را گویی چو شاهان زن که نه مردانگیست
بر گدایان آزمودن خنجر فیروز خویش ۲
من چو گردم کشته، گه گاهی بگردانی به زلف
جان من گرد سر آن ناوک دل دوز خویش ۳
همره جان کردم از جولانت گردی تا کنم
توشه فردای حشر این نعمت امروز خویش ۴
خاک شد جانها به ره، مپسند از بهر خدا
این غبار غم بر آن روی جهان افروز خویش ۵
هر شبی پیش چراغی سوز خود گویم، از آنک
سوخته با سوخته بیرون فشاند سوز خویش ۶
در دلم باز آمد او، یاری کن، ای خون جگر
تا بگریم سیر من بر روزگار و روز خویش ۷
بنده خسرو بر رخ از خون حرف بی صبری نوشت
تا کند تعلیم رسوایی به صبرآموز خویش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۹ - ای زده ناوکم به جان، یک دو سه چار و پنج و شش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۱ - گر نه من دیوانه گشتم زین دل بدنام خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.