هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناامیدی و یأس شاعر از زندگی و بخت نامساعد است. او احساس می‌کند که از مواهب زندگی محروم است و حتی عشق و لذت‌های کوچک نیز برای او بی‌معناست. شاعر با استفاده از تصاویر و استعاره‌های مختلف، عمق ناامیدی و تنهایی خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، احساسات یأس و ناامیدی بیان‌شده در شعر ممکن است برای افراد جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۱۵۴ - گر مرا با بخت کاری نیست، گو هرگز مباش

گر مرا با بخت کاری نیست، گو هرگز مباش
ور به سامان روزگاری نیست، گو هرگز مباش ۱

سر به خشت محتنم خوش گشت، گر تاج سری
بهر چون من خاکساری نیست، گو هرگز مباش ۲

من سگ خشک استخوانم بس که از تیر قضا
بهر من فربه شکاری نیست، گو هرگز مباش ۳

هر خسی را از گلستان جهان گلها شکفت
گر مرا بوی بهاری نیست، گو هرگز مباش ۴

چهره زرین و سیمین سینه ترکان بسم
با زر و سیمم شماری نیست گو هرگز مباش ۵

آسمان وار است دامان مراد ناکسان
گر مرا پیوند داری نیست، گو هرگز مباش ۶

غم خود از عشق است، گو در جان من جاوید باد
گر غمم را غمگساری نیست، گو هرگز مباش ۷

عشقبازی باخیال یار هم شبها خوش است
با وی ار بوس و کناری نیست، گو هرگز مباش ۸

سرخوشم از درد و درد از ساقی عیش و طرب
بهر من چون درد خواری نیست، گو هرگز مباش ۹

من خراب و مست یاران هم، که بردارد مرا؟
گر به مجلس هوشیاری نیست، گو هرگز مباش ۱۰

مجلس عیش است و جز خسرو همه مستند اگر
ناکسی و نابکاری نیست، گو هرگز مباش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۵۳ - ای جفا آموخته، از غمزه بدخوی خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۵ - مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.