خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی و جمال معشوق، تأثیرات عشق، و دردهای ناشی از آن سخن میگوید. در ابیات مختلف، مفاهیمی مانند عشق، جدایی، غم، و وصال به تصویر کشیده شدهاند.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۱۱۸۶ - کسی که هست نظر بر جمال میمونش
کسی که هست نظر بر جمال میمونش
زهی نشاط دل و طالع همایونش ۱
در آب خضر که محلول اوست مایه لطف
که در لطافت محلول ریخت بی چونش؟ ۲
هوس ندید که خورشید و ماه خاک شوند
در آن زمین که زند گام سم گلگونش ۳
به یک حدیث کند تلخی غمش همه محو
چو زهر ناب که جادو کند به افسونش ۴
غلام آن نفسم کامدم به خانه او
به خشم گفت که از در کنید بیرونش ۵
ز غمزه گر چه کشش بی دریغ می کند او
حیات خواهم با او همه برافزونش ۶
وصال عشق به صدق آن بود که چون لیلی
به خاک رفت، در آغوش خفت مجنونش ۷
خوشم ز گریه چشمم، اگر چه غم زاید
ز چاشنی مفرح ز در مکنونش ۸
شد از تو خون دل خسرو آب، شادم، از آنک
نماز از خوی پا شستن تو شد خونش ۹
زهی نشاط دل و طالع همایونش ۱
در آب خضر که محلول اوست مایه لطف
که در لطافت محلول ریخت بی چونش؟ ۲
هوس ندید که خورشید و ماه خاک شوند
در آن زمین که زند گام سم گلگونش ۳
به یک حدیث کند تلخی غمش همه محو
چو زهر ناب که جادو کند به افسونش ۴
غلام آن نفسم کامدم به خانه او
به خشم گفت که از در کنید بیرونش ۵
ز غمزه گر چه کشش بی دریغ می کند او
حیات خواهم با او همه برافزونش ۶
وصال عشق به صدق آن بود که چون لیلی
به خاک رفت، در آغوش خفت مجنونش ۷
خوشم ز گریه چشمم، اگر چه غم زاید
ز چاشنی مفرح ز در مکنونش ۸
شد از تو خون دل خسرو آب، شادم، از آنک
نماز از خوی پا شستن تو شد خونش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸۵ - کرشمه های سر زلف در بنا گوشش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸۷ - نظر ز دیده بدزدم چو بنگرم رویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.