خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و شیفتگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او توصیف می‌کند که چگونه نگاه به چهره معشوق، دنیا را برایش روشن می‌سازد و حتی یک تار موی معشوق ارزش هزار شب را دارد. شاعر از تأثیر جادویی نگاه معشوق و مستی ناشی از عشق او می‌گوید و آرزو می‌کند که بتواند از جام لب معشوق جرعه‌ای بنوشد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۸۷ - نظر ز دیده بدزدم چو بنگرم رویش

نظر ز دیده بدزدم چو بنگرم رویش
که دیده نیز نخواهم که بنگرد سویش ۱

مرا به دیده درون خواب از کجا آید؟
که شب نماند به عالم ز پرتو رویش ۲

ولی ز رویش اگر در جهان نماند شبی
هزار شب نتوان ساختن ز یک مویش ۳

ز فرق تا به قدم ماه نو شد و پهلو
بدان امید که پهلو نهد به پهلویش ۴

ز بس که آینه گشته ست روی زانوی من
که آینه ز چه شد همنشین زانویش؟ ۵

به مردمی اگر آیم به کوی او روزی
سگم کند به فسونهای چشم جادویش ۶

بدین صفت که کنم کام عیش را شیرین
شراب تلخ نماند ز تلخی خویش ۷

خوش آن کسی که کشد جرعه ای ز جام لبش
که مست گشت جهانی چو خسرو از بویش ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۸۶ - کسی که هست نظر بر جمال میمونش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸۸ - شد آن که پای مرا بوسه می زند او باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.