خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف معشوق و احساسات خود نسبت به او میپردازد. او از زیباییهای معشوق مانند لبهای خندان، موهای پریشان، صورت درخشان و موهای سیاهش سخن میگوید و همچنین از درد عشق و رنجی که تحمل میکند، صحبت میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'تیر بالای او بخست مرا' یا 'چون فرو برد در دلم دندان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۱۹۲ - لب نگر وان دهان خندانش
لب نگر وان دهان خندانش
وان خم طره پریشانش ۱
روی چون بامداد تابستان
زلف همچون شب زمستانش ۲
تیر بالای او بخست مرا
از گشاد ره گریبانش ۳
دامن از ما همی کشد امروز
چنگ ما روز حشر و دامانش ۴
کوفته ماند شخص چون زر من
از دل سخت همچو سندانش ۵
چون فرو برد در دلم دندان
جان فرستم به مزد دندانش ۶
دل من گشت خون و خون دلم
آب شد در چه زنخدانش ۷
خسروا، پرسشی بکن که به دل
خار دارم ز نوک مژگانش ۸
وان خم طره پریشانش ۱
روی چون بامداد تابستان
زلف همچون شب زمستانش ۲
تیر بالای او بخست مرا
از گشاد ره گریبانش ۳
دامن از ما همی کشد امروز
چنگ ما روز حشر و دامانش ۴
کوفته ماند شخص چون زر من
از دل سخت همچو سندانش ۵
چون فرو برد در دلم دندان
جان فرستم به مزد دندانش ۶
دل من گشت خون و خون دلم
آب شد در چه زنخدانش ۷
خسروا، پرسشی بکن که به دل
خار دارم ز نوک مژگانش ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۱ - رفت دل، نیست روشنم حالش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۳ - سوار من از من عنان در مکش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.