هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد فراق و عشق سخن میگوید. شاعر از دلبردگی، بیقراری، و حال ناخوش خود در غیبت معشوق مینالد و اشارههایی به مفاهیمی مانند عشق، تقدیر، و رنج عاشقان دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فراق نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۱۹۱ - رفت دل، نیست روشنم حالش
رفت دل، نیست روشنم حالش
برو، ای جان، تو هم به دنبالش ۱
من بدینسان که حال خود بینم
نبرم جان ز چشم اقبالش ۲
چه خبر شهسوار رعنا را؟
که صف مورد گشت پامالش ۳
هر که از شمع سوخت پروانه
کاتش دل فتاد در بالش ۴
دل شناسد که چیست حالت عشق
نیست عقل حکیم دلالش ۵
هر که بر حال عاشقان خندد
گریه واجب است بر حالش ۶
من مسکین نه مرد درد توام
کوه البرز و پشه حمالش ۷
در چه آن دم فتاد دل کامد
سوره یوسف از رخت فالش ۸
چه درازست بین غم خسرو
که رود بی تو هر شبی سالش ۹
برو، ای جان، تو هم به دنبالش ۱
من بدینسان که حال خود بینم
نبرم جان ز چشم اقبالش ۲
چه خبر شهسوار رعنا را؟
که صف مورد گشت پامالش ۳
هر که از شمع سوخت پروانه
کاتش دل فتاد در بالش ۴
دل شناسد که چیست حالت عشق
نیست عقل حکیم دلالش ۵
هر که بر حال عاشقان خندد
گریه واجب است بر حالش ۶
من مسکین نه مرد درد توام
کوه البرز و پشه حمالش ۷
در چه آن دم فتاد دل کامد
سوره یوسف از رخت فالش ۸
چه درازست بین غم خسرو
که رود بی تو هر شبی سالش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۰ - باغ بشکفت و سوری و سمنش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۲ - لب نگر وان دهان خندانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.