هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از عشق و سودا سخن می‌گوید، از رنج‌ها و فداکاری‌های عاشق در راه معشوق، از ناامیدی و دردهای ناشی از عشق، و از اسرار و رازهایی که تنها بین عاشق و معشوق باقی می‌ماند. شاعر از معشوق می‌خواهد که رخش را نشان دهد تا عاشق بتواند با دیدن او جان دهد. همچنین، اشاره‌ای به تفاوت بین عاشق واقعی و دیگران دارد که در بازار عشق جان باخته‌اند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارند.

شماره ۱۲۱۴ - ای ز سودای تو در دل رونق بازار عشق

ای ز سودای تو در دل رونق بازار عشق
مرهم جانهاست از یاد لبت آزار عشق ۱

دی که می رفتی به پیش عاشقان غمزه زنان
دیگران بسمل شدند و من شدم مردار عشق ۲

من بدان نذرم که گر میرم به سویم بنگری
بین که چون من چند کس مرده ست در بازار عشق ۳

تیغ خود بگذار تا وام تو بگذارم، از آنک
وام معشوق است سر بر گردن عیار عشق ۴

هر زمان از صید فتراک تو غیرت می برم
کانچنان من بر نبستم خویش در دربار عشق ۵

عاشق از بر زیستن میرد، رخش بنمای سیر
تا بمیرد زان مفرح جان کنان بیمار عشق ۶

از دعایت من چو، ای زاهد، نگشتم نیک بخت
تو بیا، باری چو من بدبخت شو در کار عشق ۷

آنکه بیداریش بهر خواب خوش با شاهد است
شاهدش دان آنکه حق است این چنین بیدار عشق ۸

خسروا، با جان و دل هم قصه جانان مگوی
زانکه نتوان گفت با نامحرمان اسرار عشق ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۱۳ - دی مست می رفتی، بتا، رو کرده از ما یک طرف
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱۵ - رسید دوش ندایی ازین بلند رواق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.