هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی معشوق و درد فراق سخن می‌گوید. او از جمال معشوق چنان تحت تأثیر قرار گرفته که دلش را به او سپرده و از فراق او رنج می‌برد. شاعر همچنین از بی‌توجهی دیگران به درد خود شکایت کرده و تأکید می‌کند که در راه عشق، دیوانه‌وار رفتار کردن بهتر از شنیدن پندهای عاقلانه است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به‌کاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

شماره ۱۲۲۵ - مسلمانان برفت از دست من دل

مسلمانان برفت از دست من دل
چو دیدم آنچنان شکل و شمایل ۱

جهانی را بدین شکل و شمایل
همی بینم چو خود امروز مایل ۲

زهی صانع خدا کز لطف بنگاشت
از این سان صورتی از آب و از گل ۳

نباشد چون جمالت مجلس افروز
اگر خورشسید بنشیند به محفل ۴

دلم منزل به زلفت کرد، گویی
نخواهد رفت ازین فرخنده منزل ۵

تنم کز خاک گردد نقش مهرت
ز نعش جان نخواهد گشت زایل ۶

ملامت می کنند اصحاب ما را
ز درد ما مگر هستند غافل ۷

ندارم طاقت درد فراقت
فراق دوستان کاری ست مشکل ۸

درین ره، خسروا، دیوانه می باش
نمی باید شنیدن پند عاقل ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۲۴ - زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲۶ - خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.