هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر اشتیاق و عشق شدید شاعر به معشوق است. او از دوری و انتظار کشیدن رنج می‌برد و آرزوی دیدار و در آغوش گرفتن معشوق را دارد. شاعر از حالت‌های مختلف عشق مانند بی‌خودی، گریه، بوسه زدن و از دست دادن هوش سخن می‌گوید و در نهایت از غم و آتش عشق شکایت می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین برخی از مفاهیم عرفانی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۳۰۸ - یارب، چه باشد گه گهی جانان در آغوش آیدم

یارب، چه باشد گه گهی جانان در آغوش آیدم
مستسقی لعل ویم یک شربت نوش آیدم ۱

در ره فتاده مانده ام، دیده نهاده بر رهم
بازو گشاده مانده ام، تا کی در آغوش آیدم؟ ۲

خواهم شبی کز بوی او بیخود شوم پهلوی او
گه رو نهم بر روی او، گه دوش بر دوش آیدم ۳

گاهی که عجز آرد به ره سلطان با تاج و کله
گریه ازین روزن به ره مانند جادوش آیدم ۴

بوسه زنم گلگون رخش، بر رخ نهم میمون رخش
گر حلقه های چون رخش اندر بناگوش آیدم ۵

ای دل، مده یادم ازو، در چشم من گریه مجو
ناگه مبادا کز دو سو سیلاب در جوش آیدم ۶

مسکین دلم سویش رود، گم گشته بر بویش رود
هشیار در کویش رود، مجنون و بیهوش آیدم ۷

ای آمده با صد فتن، برده همه هوشم ز تن
در بیهشی مگذر ز من، بنشین که تا هوش آیدم ۸

بس کز غمت شب تا سحر غلتید، گویم بی خبر
از دیده مرواریدتر غلتان سوی گوش آیدم ۹

خواهم چو سوزد خرمنم پوشیده ماند در تنم
از آه خسرو چون کنم کاتش به خس پوش آیدم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۷ - زان غمزه خونخوار جان افگار خوش می آیدم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۹ - مستم که امشب گوییا میهای پنهان خورده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.