هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او از درد فراق، جفای معشوق و بلای عشق شکایت دارد و بیان میکند که حاضر است برای دوستی همهچیز را فدا کند. همچنین، او از احساس تنهایی و درد درونی خود سخن میگوید و آرزو میکند که بتواند رنجهایش را تحمل کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال پیچیده باشد.
شماره ۱۳۲۰ - هر سحری به کوی تو شعله وای خود کشم
هر سحری به کوی تو شعله وای خود کشم
چند به سینه خلق را داغ جفای خود کشم! ۱
بس که بخفتم از غمت، فرق نباشدم دگر
گر به درون پیرهن رشته به جای خود کشم ۲
عشق بود بلای من، کاش بود هزار جان
کز پی دوستی همه پیش بلای خود کشم ۳
تا به سرای خویشتن یک نفست ندیده ام
هر نفسی به درد خود درد سرای خود کشم ۴
شب که به گشت کوی تو خارم اگر به پا خلد
از مژه سوزنی کنم خار ز پای خود کشم ۵
رفت خطا که سر بشد خاک در تو، تیغ کو
تا سر خود قلم کنم، خط به خطای خود کشم ۶
دعوی یار و زهد بد، وه که نیست ره به دل
پیش در تو همت صدق و صفای خود کشم ۷
بهر وصال می کشد خسرو خسته درد و غم
بر تو چه منت است، چون جور برای خود کشم؟ ۸
چند به سینه خلق را داغ جفای خود کشم! ۱
بس که بخفتم از غمت، فرق نباشدم دگر
گر به درون پیرهن رشته به جای خود کشم ۲
عشق بود بلای من، کاش بود هزار جان
کز پی دوستی همه پیش بلای خود کشم ۳
تا به سرای خویشتن یک نفست ندیده ام
هر نفسی به درد خود درد سرای خود کشم ۴
شب که به گشت کوی تو خارم اگر به پا خلد
از مژه سوزنی کنم خار ز پای خود کشم ۵
رفت خطا که سر بشد خاک در تو، تیغ کو
تا سر خود قلم کنم، خط به خطای خود کشم ۶
دعوی یار و زهد بد، وه که نیست ره به دل
پیش در تو همت صدق و صفای خود کشم ۷
بهر وصال می کشد خسرو خسته درد و غم
بر تو چه منت است، چون جور برای خود کشم؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۹ - دیدم بلای ناگهان عاشق شدم، دیوانه هم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲۱ - بر در تو ز دشمنان گر چه که صد جفا کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.