هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر اشتیاق شدید شاعر به دیدار معشوق الهی و جمال اوست. شاعر از دوری و فراق شکایت کرده و آرزوی وصال دارد. در ابیات مختلف، احساسات عمیق عاشقانه، درد فراق، و اشتیاق به union با معشوق به تصویر کشیده شده‌است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۳۶۴ - یارب، آن روز بیابم که جمالت بینم

یارب، آن روز بیابم که جمالت بینم
چند بر یاد جمالت به خیالت بینم ۱

شاه حسنی و سپاه تو بلا و فتنه
جان کشم پیش و بدان جاه و جلالت بینم ۲

چون بگنجم به دو لب بس بودم کاین تن خویش
در تن صافی چون آب زلالت بینم ۳

نیست بس آن که شبم بی تو چه سالی گذرد
وین بتر بین که ز دوری مه و سالت بینم ۴

خواهمت سیر ببینم که بمیرم در حال
این ندانی که به امید وصالت بینم ۵

چشمم از گوش برد رشک که نامت شنود
گوشم از چشم خورد، خون، چو خیالت بینم ۶

می خورم خون ز سفالی که تو می نوشی
که چرا در لبت آلوده سفالت بینم ۷

ای که می سوزیم از پند و نصیحت، یارب
که بسان دل خود سوخته حالت بینم ۸

صنما، خسروم آخر به قفس مانده اسیر
تا کی از دور در آن کنجد خالت بینم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۶۳ - خرم آن روز که من آن رخ زیبا بینم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶۵ - حال خود باز بر آیین دگر می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.