هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه خود میگوید و بیان میکند که چگونه با دردهای درونی خود روبرو میشود. او از یاران و روزگار خود شکایت دارد و احساس تنهایی میکند. همچنین، به دنبال تسلی و همدردی است و آرزو میکند کسی باشد تا در زمان غم، او را یاری کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۴۶۴ - غم کشی چند یار خویش کنم
غم کشی چند یار خویش کنم
گریه بر روزگار خویش کنم ۱
با دل خویش درد خود گویم
مویه بر سو کوار خویش کنم ۲
می رود چون ز خون دل رقمی
بر درت یادگار خویش کنم ۳
مرغ دامیم کو رخت که دمی
ناله در نوبهار خویش کنم؟ ۴
دل نی و جان نی، پیش تو چه کنم؟
که تو را شرمسار خویش کنم ۵
چون به جز غم کسی نه محرم ماست
غم خود غمگسار خویش کنم ۶
یار باید به وقت خوردن غم
خسرو خسته یار خویش کنم ۷
گریه بر روزگار خویش کنم ۱
با دل خویش درد خود گویم
مویه بر سو کوار خویش کنم ۲
می رود چون ز خون دل رقمی
بر درت یادگار خویش کنم ۳
مرغ دامیم کو رخت که دمی
ناله در نوبهار خویش کنم؟ ۴
دل نی و جان نی، پیش تو چه کنم؟
که تو را شرمسار خویش کنم ۵
چون به جز غم کسی نه محرم ماست
غم خود غمگسار خویش کنم ۶
یار باید به وقت خوردن غم
خسرو خسته یار خویش کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶۳ - ما در این شهر پای بند توایم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶۵ - خیز تا باده در پیاله کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.