خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق اشاره میکند. او از جذابیتهای معشوق مانند قامت بلند، دهان و لبهایش سخن میگوید و بیان میکند که اسیر عشق او شده است. شاعر همچنین از جفاهای معشوق گلایه میکند اما همچنان عشق خود را حفظ کرده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و ارتباط است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات شاعرانه ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۴۶۳ - ما در این شهر پای بند توایم
ما در این شهر پای بند توایم
عاشق قامت بلند توایم ۱
مرده آن دهان چون پسته
کشته آن لب چو قند توایم ۲
می دوانی و می کشی ما را
چون بدیدی که در کمند توایم ۳
ای جفا بر دلم پسندیده
دوستی بود، ار سپند توایم ۴
گو رفیقان، سفر کنید که ما
نتوانیم، پای بند توایم ۵
گذری می کن، ار طبیب منی
آتش می نه، ار سپند توایم ۶
باز پرسی تو حال خسرو را
تا چه غایت نیازمند توایم ۷
عاشق قامت بلند توایم ۱
مرده آن دهان چون پسته
کشته آن لب چو قند توایم ۲
می دوانی و می کشی ما را
چون بدیدی که در کمند توایم ۳
ای جفا بر دلم پسندیده
دوستی بود، ار سپند توایم ۴
گو رفیقان، سفر کنید که ما
نتوانیم، پای بند توایم ۵
گذری می کن، ار طبیب منی
آتش می نه، ار سپند توایم ۶
باز پرسی تو حال خسرو را
تا چه غایت نیازمند توایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶۲ - ما که در راه غم قدم زده ایم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶۴ - غم کشی چند یار خویش کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.