هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج عاشقانه، جدایی از معشوق و پریشانی روحی شاعر است. او از سنگینی دل، دوری از معشوق، و مستی عشق سخن می‌گوید و از ساقی می‌خواهد تا با می، غم‌هایش را تسکین دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین اشاراتی به شراب و مستی دارد که مناسب سنین بالاتر است.

شماره ۱۴۸۷ - دوستان در ره دل سنگ گران است تنم

دوستان در ره دل سنگ گران است تنم
چه کنم تا ز ره این سنگ به یک سو فگنم؟ ۱

گل باغ فلکم، آمده بر گلشن خاک
بر درم جامه چو بادی بوزد زان چمنم ۲

بلبل جان به هوایی چمن خویش بسوخت
کی بود، کین نفس تنگ بهم برشکنم؟ ۳

شاهبازم که شکارم بود از عالم دل
تا کیم زین دل مردار نه زاغ و زغنم ۴

آب خوش خوردنم از عقل میسر نشود
وقت می خوش آن کند بی خبر از خویشتنم ۵

مستم از لعل لب خویش کن، ای دوست، چنانک
خویشتن را به قیامت نشناسم که منم ۶

من دردی کش دیرینه چو میرم سر مست
به میم شوی و نمازی هم ازو کن کفنم ۷

مگسیم و به خم باده در افتاده چو من
به کرانی نرسم، چند پر و بال زنم؟ ۸

ساقیا، غرقه به می کن قدری خسرو را
چند باشد ز بتان غرقه خونابه تنم؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۸۶ - بحل کن آن همه خونها که در غمت خوردم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸۸ - گر رسم روزی به تو نوآشنایی ها کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.