هوش مصنوعی: این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از درد عشق، تنهایی، و جفای معشوق شکایت دارد و از وفاداری خود می‌گوید. او از عشق به عنوان تجربه‌ای پررنج یاد می‌کند که تنها افراد با تحمل می‌توانند آن را تاب آورند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند بخشش، عفو، و تحمل در راه عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جفا نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارند.

شماره ۱۴۹۵ - عشقت نصیب من همه غم داد، درد هم

عشقت نصیب من همه غم داد، درد هم
هوش و قرار من نشد و خواب و خوردهم ۱

دردا که آه گرم به تنهائیم بسوخت
تنها نه آه گرم که دمهای سرد هم ۲

عشاق را کسی که جفا گفت، عیب کرد
دید آنچه گفت و یاد کند آنچه کرد هم ۳

جرمم که از وفاست ببخشای و عفو کن
اینک شفیع خون دل و روی زرد هم ۴

اشکم روان به سوی تو آورد، چون کنم
این خاک روزیم بد و این خواب و خورد هم ۵

آنجا که پای خود نهی از ناز بر زمین
خاک درت ز دیده دریغ است و گرد هم ۶

بر جان خود نهم همه درد تو بهر آنک
درمان تو به کس نرسد بلکه درد هم ۷

نامرد نیست مرد تحمل به راه عشق
نامرد را چه زهره و یارا که مرد هم ۸

خسرو درین ره از سر مردانگیت نیست
با درد عشق جفت شو، از خویش فرد هم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۹۴ - چون دولت آن نیست که پهلوی تو باشم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹۶ - ماهی رود و من همه شب خواب ندانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.