هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از زیبایی معشوق، درد فراق، و ناتوانی در بیان احساسات خود سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، وفاداری، و تسلیم در برابر اراده الهی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی و تجربه عاطفی بیشتری دارند.
شماره ۱۵۱۷ - گیسوی ترا نسبت با شب نتوان کردن
گیسوی ترا نسبت با شب نتوان کردن
وز ماه جمالت را غبغب نتوان کردن ۱
جان عزم سفر دارد، بردار ز رخ پرده
منزلگه مه عمدا عقرب نتوان کردن ۲
تو ظلم کنی بر من، من بنده دعا گویم
یارب، چه کنم کاینجا، یارب نتوان کردن ۳
گیرم که تو پیکان را بیکار نمی خواهی
خون ریختن خلقی مذهب نتوان کردن ۴
کودک شدی و جانم بازیچه خود کردی
ور خود ز تن من شد، مرکب نتوان کردن ۵
شربت ز لبت خواهم، وین بیهده گویی را
بهر دل گرم خود در تب نتوان کردن ۶
حلوای لب خود نه اندر دهنم تا خود
از غایت شیرینی در لب نتوان کردن ۷
خسرو به جهان اندر از بهر تو می باشد
ورنه به چنین جایی یک شب نتوان کردن ۸
وز ماه جمالت را غبغب نتوان کردن ۱
جان عزم سفر دارد، بردار ز رخ پرده
منزلگه مه عمدا عقرب نتوان کردن ۲
تو ظلم کنی بر من، من بنده دعا گویم
یارب، چه کنم کاینجا، یارب نتوان کردن ۳
گیرم که تو پیکان را بیکار نمی خواهی
خون ریختن خلقی مذهب نتوان کردن ۴
کودک شدی و جانم بازیچه خود کردی
ور خود ز تن من شد، مرکب نتوان کردن ۵
شربت ز لبت خواهم، وین بیهده گویی را
بهر دل گرم خود در تب نتوان کردن ۶
حلوای لب خود نه اندر دهنم تا خود
از غایت شیرینی در لب نتوان کردن ۷
خسرو به جهان اندر از بهر تو می باشد
ورنه به چنین جایی یک شب نتوان کردن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱۶ - با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱۸ - یوسف چو رخت ماهی در خواب ندیده ست این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.