خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و دلباختگی خود به جوانان زیبا و بیوفا میگوید که با نگاههایشان او را میکشند. او از راستگویی نداشتن آنان و رنجش دلش شکایت دارد، ولی با این حال جان و دلش فدای آنان است. در پایان، شاعر به بیفایده بودن سخن گفتن با افراد سنگدل اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۵۲۹ - زین خوش پسران و شکل ایشان
زین خوش پسران و شکل ایشان
بیگانه شدم ز جمله خویشان ۱
خوبان همه شهر و یک دل من
بیچاره دلم به دست ایشان ۲
با ما سر راستی ندارند
این کج کلهان مو پریشان ۳
کشتند به تیغ غمزه ما را
این سخت دلان سست کیشان ۴
جانا، مگذر نمک فشانان
بر سوختگان و سینه ریشان ۵
ای جمله نیکوان فدایت
لیکن دل و جان من فدیشان ۶
گر خون ریزی ز صد چو خسرو
با گرگ چه دم زنند میشان؟ ۷
بیگانه شدم ز جمله خویشان ۱
خوبان همه شهر و یک دل من
بیچاره دلم به دست ایشان ۲
با ما سر راستی ندارند
این کج کلهان مو پریشان ۳
کشتند به تیغ غمزه ما را
این سخت دلان سست کیشان ۴
جانا، مگذر نمک فشانان
بر سوختگان و سینه ریشان ۵
ای جمله نیکوان فدایت
لیکن دل و جان من فدیشان ۶
گر خون ریزی ز صد چو خسرو
با گرگ چه دم زنند میشان؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۲۸ - ای میر همه شکر فروشان
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳۰ - ای آرزوی امیدواران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.