خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دردها و رنج‌های خود می‌گوید و به دوستی اشاره می‌کند که مانند دیگر یاران رفتار نکرده است. او از عشق و دیوانگی ناشی از سایه‌ی زلف معشوق سخن می‌گوید و از غربت و غم خود می‌نالد. با وجود همه‌ی این دردها، همچنان امیدوارانه منتظر دیدار معشوق است.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۳۰ - ای آرزوی امیدواران

ای آرزوی امیدواران
ای مرهم درد دل فگاران ۱

از دشمنی آنچه بود، کردی
ای دوست، چنین کنند یاران؟ ۲

تا سایه زلف تو بدیدم
دیوانه شدم چو سایه داران ۳

افگند تنم چو موی باریک
در زیر گلیم سوکواران ۴

می گریم بر غریبی خویش
چون ابر به موسم بهاران ۵

گر شرح دهم غم تو صد سال
یک قصه نگویم از هزاران ۶

آن ها که تو می کنی برین دل
از دل نشنود به روزگاران ۷

با این همه چشم بر سر راه
می دارم چون امیدواران ۸

تا کی گذری به سوی خسرو
چون بر سر کشت خشک باران ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۲۹ - زین خوش پسران و شکل ایشان
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳۱ - سر مست رود چو در گلستان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.