هوش مصنوعی:
شاعر از معشوق خود شکایت میکند که چرا او را آزار میدهد و عمداً باعث رنجش او میشود. معشوق با رفتارهایش مانند بستن راه بر عاشق، دزدیدن دل و فرار کردن، و سپس آویختن کشته عشق به زلف خود، باعث درد و رنج شاعر شده است. شاعر از معشوق میخواهد که این رفتارها را متوقف کند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۱۵۶۵ - تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟
تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟
خون ما بر خاک عمدا ریختن ۱
تنگ بر بستن کمیت فتنه را
در شکارستان عشق انگیختن ۲
کی روا باشد به کوی عاشقان،
دل ز ما دزدیدن و بگریختن ۳
جان به مهر خویش بستن، وانگهی
کشته خود را به زلف آویختن ۴
گشت خسرو مویی، از خود مگسلش
سهل باشد موی را انگیختن ۵
خون ما بر خاک عمدا ریختن ۱
تنگ بر بستن کمیت فتنه را
در شکارستان عشق انگیختن ۲
کی روا باشد به کوی عاشقان،
دل ز ما دزدیدن و بگریختن ۳
جان به مهر خویش بستن، وانگهی
کشته خود را به زلف آویختن ۴
گشت خسرو مویی، از خود مگسلش
سهل باشد موی را انگیختن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۶۴ - بی وفا یارا، چنین هم بی وفاداری مکن
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶۶ - خویش را در کوی بی خویشی فگن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.