هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از مولوی، درباره رهایی از خود و وابستگیهای دنیوی، رسیدن به معرفت از طریق عشق، و مستی معنوی سخن میگوید. شاعر از بیخویشی، فنا در عشق، و رسیدن به حقیقت از طریق رهایی از تعلقات مادی صحبت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۶۶ - خویش را در کوی بی خویشی فگن
خویش را در کوی بی خویشی فگن
تا ببینی خویش را بی خویشتن ۱
جرعه ای بر خاک میخواران فشان
آتشی در جان هشیاران فگن ۲
هر که را دادند مستی در ازل
تا ابدگو «خیمه در میخانه زن » ۳
مرغ نتواند که در بند زبان
صبحدم چون غنچه بگشاید دهن ۴
باد اگر بوی تو بر خاکم دمد
همچو گل بر خود بدرانم کفن ۵
از تنم جز پیرهن موجود نیست
جان من جانان شد و تن پیرهن ۶
آنچنان بدنام و رسوا گشته ام
کز در دیرم رهاند برهمن ۷
جز خیالش در بدن یک موی نیست
وز غم او هست یک مو هم بدن ۸
معرفت، خسرو، ز پیر عشق جوی
تا سخن ملک تو گردد بی سخن ۹
تا ببینی خویش را بی خویشتن ۱
جرعه ای بر خاک میخواران فشان
آتشی در جان هشیاران فگن ۲
هر که را دادند مستی در ازل
تا ابدگو «خیمه در میخانه زن » ۳
مرغ نتواند که در بند زبان
صبحدم چون غنچه بگشاید دهن ۴
باد اگر بوی تو بر خاکم دمد
همچو گل بر خود بدرانم کفن ۵
از تنم جز پیرهن موجود نیست
جان من جانان شد و تن پیرهن ۶
آنچنان بدنام و رسوا گشته ام
کز در دیرم رهاند برهمن ۷
جز خیالش در بدن یک موی نیست
وز غم او هست یک مو هم بدن ۸
معرفت، خسرو، ز پیر عشق جوی
تا سخن ملک تو گردد بی سخن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۶۵ - تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶۷ - عمر برفت و نرفت عشق ز سودای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.