هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق، رنجهای روحی و احساس بیپناهی سخن میگوید. شاعر از ناامیدی، رسوایی و تنهایی خود مینالد و به بیداد زمانه و ناپایداری دوستان اشاره میکند. همچنین، از عشق به معشوق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه ممکن است برای مخاطبان کمسن سنگین باشد.
شماره ۱۶۱۳ - همی ریزی به بازی خون یاران
همی ریزی به بازی خون یاران
چنین باشد سزایی دوستداران؟ ۱
به خون بیدلان خوردن مکن خوی
که کس را نآید این شربت گواران ۲
من رسوا و هر سو خنده خلق
چو مستی در میان هوشیاران ۳
برای صبح پیروزی که بی تست
حیات من چو شام سوکواران ۴
تنم پرورده شد در خون دیده
چنان کز می سفال باده خواران ۵
نگویم درد خود با کس کز این راز
نگنجد در دل نااستواران ۶
منم سرگشته زیر پای خوبان
چو گوی افتاده در پیش سواران ۷
شکاری را ز تیر ترک روزی ست
مرا از ناوک مردم شکاران ۸
چه خوش می نالد اندر عشق خسرو
چو بلبل در قفس وقت بهاران ۹
چنین باشد سزایی دوستداران؟ ۱
به خون بیدلان خوردن مکن خوی
که کس را نآید این شربت گواران ۲
من رسوا و هر سو خنده خلق
چو مستی در میان هوشیاران ۳
برای صبح پیروزی که بی تست
حیات من چو شام سوکواران ۴
تنم پرورده شد در خون دیده
چنان کز می سفال باده خواران ۵
نگویم درد خود با کس کز این راز
نگنجد در دل نااستواران ۶
منم سرگشته زیر پای خوبان
چو گوی افتاده در پیش سواران ۷
شکاری را ز تیر ترک روزی ست
مرا از ناوک مردم شکاران ۸
چه خوش می نالد اندر عشق خسرو
چو بلبل در قفس وقت بهاران ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۱۲ - یار بی فرمان و دل هم همچنان
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱۴ - عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.