هوش مصنوعی: شاعر در این متن از جدایی و فراق جانانش می‌نالد و درد دل‌هایش را بیان می‌کند. او از حال پریشان و اشک‌های روانش سخن می‌گوید و از خداوند می‌خواهد که این درد را از او دور کند. شاعر همچنین از ناتوانی در کنترل زبان و بیان احساساتش شکایت دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۶۲۷ - سواره اینک آن سرو روانم می رود بیرون

سواره اینک آن سرو روانم می رود بیرون
بگیریدیش او، کز کف عنانم می رود بیرون ۱

دعایی خوانش، ای زاهد که چندین خاطر خسته
به همراهی آن جان جهانم می رود بیرون ۲

بدی گر گویمت، جانا، مگیر از من که مدهوشم
نمی دانم که تا چه از زبانم می رود بیرون ۳

به جانان گفتنم ناگه نخواهد رفت جان، یارب
چه نام است این که هر بار از زبانم می رود بیرون؟ ۴

چه دل ها زان که خست این ناله های زار من، یارب
جگر دوز است تیری کز کمانم می رود بیرون ۵

دلیری می کنم پیشش که خواهم ترک جان گفتن
دل من داند و هم من که جانم می رود بیرون ۶

عجب حالی که خالی می نگردد سینه خسرو
بدین گونه که این اشک روانم می رود بیرون ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۲۶ - صد ره گذری هر دم بر جان خراب من
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲۸ - چشم است، یارب، آنچنان یا خود بلای جان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.