خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و فراق، جوانی و هلاکت، و رنجهای عشق سخن میگوید. او از ظلم معشوق و بیتوجهیاش گلایه میکند و از حیرت و خموشی خود مینالد. همچنین، اشارهای به تقوا و زهد و تأثیرات عشق بر جان آدمی دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هلاکت جوانان و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۶۴۳ - منم و خیال بازی شب و روز با جوانان
منم و خیال بازی شب و روز با جوانان
ز خط خوش تو با خود ورقم خیال جوانان ۱
که زید به شهر ازینان که اسیر تو جهانی
تو چو خونیان ظالم ز کرشمه تیغ رانان ۲
تو که پیر زهد و تقوی به خرامشی کشد صد
چه غمت بود عفاالله ز هلاکت جوانان ۳
سخن فراقت از دل، هوس هلاک من شد
چو نفیر و آه و جانم به حضور ناتوانان ۴
من و حیرت و خموشی، تو نشناسی این معما
که حدیث خوش نگفتی به زبان بی زبانان ۵
چه کنم، چه حیله سازم که به جان رسید کارم
که ز طعن خلق نادان، به زبان کاردانان ۶
تو اگر چه گاه گاهی نکنی نگه به خسرو
چه خوش است، وه که جانش به حدیث بدگمانان! ۷
ز خط خوش تو با خود ورقم خیال جوانان ۱
که زید به شهر ازینان که اسیر تو جهانی
تو چو خونیان ظالم ز کرشمه تیغ رانان ۲
تو که پیر زهد و تقوی به خرامشی کشد صد
چه غمت بود عفاالله ز هلاکت جوانان ۳
سخن فراقت از دل، هوس هلاک من شد
چو نفیر و آه و جانم به حضور ناتوانان ۴
من و حیرت و خموشی، تو نشناسی این معما
که حدیث خوش نگفتی به زبان بی زبانان ۵
چه کنم، چه حیله سازم که به جان رسید کارم
که ز طعن خلق نادان، به زبان کاردانان ۶
تو اگر چه گاه گاهی نکنی نگه به خسرو
چه خوش است، وه که جانش به حدیث بدگمانان! ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴۲ - ز سر کرشمه یک ره نظری به روی من کن
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴۴ - دلم را کرد صد پاره به سینه خار خار تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.