خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از معشوق خود می‌خواهد که به او توجه کند و با نگاهی مهربان، درد و رنج عاشقانه‌اش را تسکین دهد. او از دل سوخته‌اش می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که با حضور خود، زندگی‌اش را معنا بخشد.

این شعر دارای مفاهیم عاشقانه‌ی عمیق و استفاده از استعاره‌های ادبی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و دل‌سوختگی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۶۴۲ - ز سر کرشمه یک ره نظری به روی من کن

ز سر کرشمه یک ره نظری به روی من کن
به عنایتی که دانی گذری به سوی من کن ۱

منم و دلی و دردی ز غمت چو ناتوانان
به زکوة تندرستی نظری به سوی من کن ۲

همه بوی عود نبود که به رغبتش بسوزی
دل سوخته ست، قدری نظری به بوی من کن ۳

اگرست رسم خوبان که به مو نهند دلها
دل خود بیار و جایش به تن چو موی من کن ۴

به دو زلف طوق دارت، نه یکی که صد به هر خم
وگرت هزار باشد، همه در گلوی من کن ۵

تن خاکیم لبالب همه پر ز خونست از تو
لب خویش را تو ساقی، ز سر سبوی من کن ۶

نگران مشو ز خسرو که بد است حالش آخر
نفسی بیا و بنشین، بد من نکوی من کن ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۴۱ - امروز به نظاره آن سرو خرامان
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴۳ - منم و خیال بازی شب و روز با جوانان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.