هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود به معشوقه‌ای که مانند ماه در شب می‌گردد، سخن می‌گوید. او از فتنه‌ها و فسون‌های معشوق و درد فراق و حسرت دیدارش می‌نالد. شاعر آرزو می‌کند که بتواند معشوق را در آغوش بگیرد و از جدایی رهایی یابد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۱۶۴۶ - مه شبگرد من امشب چو مه می گشت و من با او

مه شبگرد من امشب چو مه می گشت و من با او
لبی و صد فسون در وی، خطی و صد فتن با او ۱

قبا را بر زده دامن به خونریزی و از مژگان
چو قصابی کشیده تیغ و زلف چون رسن با او ۲

ز بیم خلق ازو در می کشیدم پای خود، لیکن
مرا برداشته می بزد آب چشم من با او ۳

فلک هرگز گذارد ماه را در گرد شب گشتن
اگر زان طره شبرنگ باشد یک شکن با او؟ ۴

مرا گویی که هر کس بیند از سودای آن روزی
که آن دیوانه می آید، جهانی مرد و زن با او ۵

گریبانم به صد چاک است ازین حسرت که تا روزی
برهنه در برش گیرم که نبود پیرهن با او ۶

نگارا، همچو جان در تن درا اندر بر خسرو
برون کن جان رسمی را که راضی نیست تن با او ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۴۵ - دلم آشفته شد، جانا، به بالای بلای تو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴۷ - دو رخ بنمای و بازار کواکب بشکن از هر دو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.