هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، وفاداری، رهایی از قید و بندهای دنیوی و پیوستن به معشوق سخن میگوید. او از درد عشق، بیاعتنایی معشوق و رهایی از خرقهی رسمی صحبت میکند و مخاطب را به مستی و شوریدگی دعوت مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و شوریدگی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
شماره ۱۶۹۳ - همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو
همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو
تو، نافرمان بدخو را نمی گویم که اکنون شو ۱
چه حاجت نامه های درد ما را مهر و اکردن
ببین عنوان خون آلوده و بر حرف مضمون شو ۲
من امشب جان شیرین در سر و کار وفا کردم
تو در دولت بمان جاوید هر روزی بر افزون شو ۳
بده سر جرعه و درکش ز جام شوق، ای زاهد
پس آنگه پای کوبان پیش آن لبهای میگون شو ۴
به دیوار خرابات اوفگندم خرقه رسمی
حلالت کردم، ای دزد، از درون بستان و بیرون شو ۵
مسافر می شود مهمان و دل همراه او، ای جان
هنوز او فرصتی دارد تو باری پیش ازو خون شو ۶
نیاید عاقلان را، خسروا، سودای تو باور
گر این را محرمی خواهی، به گورستان مجنون شو ۷
تو، نافرمان بدخو را نمی گویم که اکنون شو ۱
چه حاجت نامه های درد ما را مهر و اکردن
ببین عنوان خون آلوده و بر حرف مضمون شو ۲
من امشب جان شیرین در سر و کار وفا کردم
تو در دولت بمان جاوید هر روزی بر افزون شو ۳
بده سر جرعه و درکش ز جام شوق، ای زاهد
پس آنگه پای کوبان پیش آن لبهای میگون شو ۴
به دیوار خرابات اوفگندم خرقه رسمی
حلالت کردم، ای دزد، از درون بستان و بیرون شو ۵
مسافر می شود مهمان و دل همراه او، ای جان
هنوز او فرصتی دارد تو باری پیش ازو خون شو ۶
نیاید عاقلان را، خسروا، سودای تو باور
گر این را محرمی خواهی، به گورستان مجنون شو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹۲ - ای گلستان ترا بالای سرو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹۴ - بیا، ای باغ جان، تا بنگرم سرو روان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.